حرفای دوستانه

اذهب الى الأسفل

حرفای دوستانه

پست  ????? في السبت 14 فبراير 2009 - 6:01

سلام به تمامی دوستان
چیزی که میخوام در این تاپیک بنویسم یه درد ودل ساده است که خیلی بی ارتباط با مسایل سایت است از این رو به ادمین اجازه میدم که اونو پاک کنه ولی اگه دقت کنید خیلی هم بی ربط نیست چون کاملا مرتبط با نوع هدف ما در دانشگاه است.
دوست من پیشنهاد میکنم یک بار اینو با دقت بخون و بعد با دقت روش فکر کن مطمین باش پشیمون نمیشی!!
چند روزی است که این سوال برام پیش اومده که اصلا هدف ما از رفتن به دانشگاه چی بوده؟ واقعا اگر این سوال رو از شما بپرسند چی میگید؟ اگه قبلا از شما میپرسیدن مثلا دوره دبیرستان چی میگفتید؟؟؟؟؟؟
حالا اینکه سوال زیاد جدی نیست سوال مهمتر اینه که اصلا هدف شما از بودن توی این دنیا چیه؟
من همیشه فکر کردم که هدف ما از رفتن به دانشگاه هر چی که باشه وسیله ای است برای هدفی که ما در این دنیا داریم.
شاید اشتباه فکر کنم بالاخره هرکس نظری داره
شاید خیلی ها فکر کنند که ما به دانشگاه میاییم یه لیسانسی میگیریم که آخرش به هیچ کارمون نمیاد فقط شاید یه عده ای دلشون به حالمون بسوزه با دیدن این لیسانس یه کاری بهمون بدن.شاید بعضی اومدن که فقط اومده باشن!! ولی خودشون میدونن اگه وقتشونو جای دیگه ای صرف میکردن شاید یه چیزی میشدن!! توهین به کسی نشه این فکرا یه موقعی تو ذهن منم بود.
چند روز پیش داشتم سخنرانی آقای الهی قمشه ای رو از تلویزیون میدیم، جالب بود میگفت آدما برای چی کار میکنند، جوابش این بود که آدما باید به 3 دلیل کار کنند:1) به دلیل اینکه کار کردن ریشه در ذات ما دارد ما برای این آفریده شدیم که کار کنیم و به دیگران خدمت کنیم تا مفید باشیم.2) ما باید کار کنیم چون در قبال چیزایی که داریم به دیگران مدیون هستیم مثلا به خاطر غذایی که میخوریم لباسی که میپوشیم وخیلی چیزای دیگه که ما هیچ زحمتی براش نکشیدیم و 3) باید کار کنیم تا روزی به دست بیاریم چون باید از این طریق زندگی کنیم.(در ضمن اینم بگم که ما روزی به دست میاریم که زندگی کنیم نه اینکه زندگی کنیم که روزی به دست بیاریم!! ولی الان بر عکس شده)
در ضمن اینم گفتند که فکر کنیم ببینیم این کاری که داریم انجام میدیم آیا سودی برای دیگران داشته؟ آیا خدمتی بوده؟ یا فقط باعث شده که ما از این طریق پول دربیاریم که در این صورت این پول حرام است و...
اینا رو گفتم که بگم ما هم فکر کنیم ببینیم کاری که داریم میکنیم یعنی همین دانشجو بودنمون برای دیگران مفید است یا نه؟ درسته که ما از این طریق پولی به دست نمیاریم که هیچ، پولم داریم میدیم!! ولی به این فکر کنید که بالاخره این اومدن در زندگی شما تاثیر داشته و اگر نداشته به نظر من دلیلی برای اومدن وجود نداره، درسته؟
به این فکر کنید که شما نوعی تا حالا برای دیگران مفید بودید یا نه؟ جواب این سوال هرچی که باشه به این فکر کنید از این به بعد چه جوری میتونیم مفید باشیم؟ البته اگه دوست دارید مفید باشید بعضی ها اصولا دوست دارند فقط برای خودشون مفید باشن!! آقای قمشه ای یه حرف جالب دیکه هم میزد:یه دروغ شیطانی بزرگ وجود داره و اون اینه که این دنیا تموم میشه و بعدش هیچ خبری نیست پس تا میتونی ثروت و ... جمع کن که این دنیا زود تموم میشه ولی این دروغه چون بعد این دنیا یه دنیای بهتر وجود داره.
اینا رو اینجا نوشتم چون اول سایت نوشته بودید با راه اندازی این سایت میخواهیم به دانشمون بیفزاییم، این یه هدف خوبه یعنی کمک به همدیگه و سعی برای مفید بودن.
ولی از بین تمامی دانشجویان چرا فقط تعداد کمی فعالیت میکنند؟ اینو من نمیدونم چون مهمانم ولی اینو میدونم که از بین تمامی دانشجویان دانشگاه هم فقط تعداد کمی سعی میکنند که مفید باشن و این جوری که معلومه از بین تمام آدمای جهان هم فقط تعداد کمی هستند که واقعا مفیداند. ولی تجربه نشون داده همین عده ی کم همیشه بر غالب مردم پیروز بودند چون هدفشون قشنگه و همیشه یکی هست که حامی این جور رفتارهاست.
حرف زدن دیگه بسه باید عمل کنیم که بهتر باشیم!
موفق باشی دوست من

?????
مهمان


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

اميد

پست  Admin في السبت 14 فبراير 2009 - 8:03

سلام.
سوالاتي كه مطرح كرديد بارها براي خود من هم پيش اومده و اين سوالات جواب يكتايي نداره. من هم نظر خودم رو مي گم :
به نظر من ما به اين دنيا اومديم تا ياد بگيريم و روحمون رو پرورش بديم . شايد ميشه گفت كه هدف اصلي عشق بوده. خدا انسان رو عاشق آفريده ، ولي خب همه وقتي به اين دنيا ميايم يادمون ميره! به نظرم جاده ي زندگي بايد در نهايتش به خدا برسه. يعني به جايي برسيم كه هر كاري كه انجام ميديم براي رضاي خدا باشه. فكر كنم در اون صورت خود ما هم به آرامش مي رسيم.
در مورد اينكه چرا به دانشگاه ميايم: براي اين كه ياد بگيريم و يه روزي از اونها استفاده كنيم. شايد كار پيدا نكنيم. اما حداقل مي تونيم از چيزايي كه ياد گرفتيم توي زندگي شخصي خودمون استفاده كنيم. نمي دونم چرا شما اينقدر نااميد هستين! با توجه به رشته اي كه ما داريم . خود من واقعا از درس خوندن لذت مي برم. چرا اينقدر نگران آينده هستيد؟ همه ي بزرگان ميگن بايد توي حال زندگي كرد. (به قول سهراب سپهري: زندگي آبتني كردن در حوضچه ي اكنون است) . همين الان كه داريد درس مي خونيد سعي كنيد ازش لذت ببريد.
براي اينكه بتونيم براي ديگران مفيد باشيم اول بايد براي خودمون مفيد باشيم. اگه ما نااميد باشيم ديگران رو هم نااميد مي كنيم.
موفق باشيد.

Admin
Admin

تعداد پستها : 5
تاريخ التسجيل : 2008-11-27

خواندن مشخصات فردي http://computer85.forumfa.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حرفای دوستانه

پست  ????? في السبت 14 فبراير 2009 - 8:51

دوست عزیز ممنون که توجه کردی خوشحالم از اینکه توی این سایت به همه توجه میشه
شاید حرفام ناامید کننده بوده باشه ولی بعضی از اینها نظر خودم نیست نظر عده ی کثیری از بچه هاست، منم با نظر شما موافقم باید امید داشت و این راه در نهایت به حق منتهی میشه.
من بیشتر این حرفا رو زدم که بگم مثل اینکه یادمون رفته برای چی اومدیم دانشگاه، این برای من خیلی سخته که ببینم وضع دانشگاه این چنینه و هیچ کس هم کاری نمیکنه
هیچ فعالیتی انجام نمیشه و اگر هم بشه محدود به افراد خاصیه،سرکلاس ها کافی است که نشانه های درس خوندن در بچه ها ظاهر بشه تا یا استاد شاکی بشه و یا بچه ها!!
از استاد توقعی ندارم چون سالهاست که وضع اینجوری بوده و اونها هم عادت کردند ولی خودمون چی؟ ما باید از کسی که سر کلاس فعاله یاد بگیریم متاسفانه نه تنها این کارو نمیکنیم که با حرفامون پس از مدتی همه عین هم میشیم.
متاسفم که بگم جو دانشگاه ما اینجوریه و خودمون هم هیچ تلاشی نمیکنیم.
نظر شما رو در مورد لذت بردن از درس خوندن قبول دارم و ای کاش همه مثل شما فکر میکردند .
شخصا معتقدم که میشه کاری کرد که از این وضع رها بشیم
خوشحال میشم نظر بقیه دوستان هم بدونم

?????
مهمان


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

///

پست  david2007 في السبت 14 فبراير 2009 - 12:22

سلام .نمی خواستم جوابی بدم ولی دلم نیومد خودم رو نندازم وسط . ای مهمان عزیز شما اگر به همه این حرفایی که زدید ایمان داشتید حتما مهمان نبودید و الان عضوی از سایت بودید . اهانتی در کار نیست ولی اول از خودمون بعد از دیگران . در کل یه چیزی رو بهتون میگم این دانشگاه از همه نظر مشکل داره و تا خود بچه هاش دست به کار نشن نمیشه . واین مستلزم اینه که یکسیری رفتار کودکانه خودشون رو کنار بزار .یسری باید یاد بگیرن که نباید فرد دیگری رو جلوی افراد دیگر ضایع کرد . یسری باید بفهمن که همون قدر که براشون احترام قایلی باید برات احترام قایل بشن . یسری باید بفهمن .... .
اما از دانشگاه .
این ساختاری که تو دانشگاه ما هست رو جدی نگیرید . تو کل آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور به جز دانشگاه های نظامی و شاید صنعتی شریف و امیرکبیر این جو وجود داره . این رو میخوام بگم که سیستم آموزش ایران رو یسری افراد پایه ریزی کردند که باعث عقبگرد ایران و به طور آگاه هانه و یا غیر آگانه از رشد ایران جلوگیری شدند . این کاملا واضح ولی هیچ مسولی به بیانش نمی پردازد . این دانشگاه هم استثنا نیست . بهر حال من از همین جا از شما دعوت میکنم که بیاید عضو سایت بشید و با بچه های همیار .
ممنون

david2007

تعداد پستها : 126
تاريخ التسجيل : 2008-12-02

خواندن مشخصات فردي http://haminazdki.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حرفای دوستانه

پست  your fri في السبت 14 فبراير 2009 - 17:48

سلام دوست عزیز
شما مهمانید من هم مثل شما هرچند از نظر اعضای سایت ممکنه به عنوان your friend سریشه معروف شده باشم اما دوست داشتم نظرمو بگم
حرفاتون واقعا به دلم نشستن اما ای کاش موضوع یه معذل بزرگ اونم تو دانشگاه نبود
تقریبا همه حرفاتون رو قبول دارم راستش روزای اول که میومدم دانشگاه یه جورایی از جو وحشتناک دانشگاه بهت زده شده بودم
این که هر کس سرش تو کار خودش بود شاید سلام علیک کردن ها هم زورکی بود این هم که تا الان تونستم تو این دانشگاه طاقت بیارم واسه اینه که همون روزای اول به لطف خدا یه دوست خوب واسه همیشه پیدا کردم که البته این خودش بزرگترین هنر اونم تو این دانشگاس!!!
اما یه تفاوت مهم بین من و دوستم اینه که اختلاف درسیه خیلی زیادی با هم داریم اما حتی یک بار هم خودش رو از من بالا تر ندید که تقریبا تا الان تمام مشکلات درسیمو واسم حل کرده بدون اینکه فکر کنه چیزایی که میفهمه مال خودشه و اون هارو از من دریغ کنه تمام تجریاتشو در اختیار من هم میگذاره هر کسی این کارارو واسه ادم نمیکنه(البته با توجه به چیزایی که تو دانشگاه و اطرافم میبینم)جالبه که این دوست خوب نه به من که هر کسی که بتونه در حد توانش کمک میکنه این یعنی یه دوست خوب...درسته وضعیت درسیم اصلا خوب نیست اما تو درک این چیزا خدارو شکر مشکلی ندارم
چه خوبه بدونیم هر چیزی زکاتی داره و زکات علم و دانش هم یاد دادن اون به دیگرانه نمی خوام جسارت کرده باشم اما هر چی که از دوران تحصیلمون میگذره احساس میکنم اطرافیامو بهتر میشناسم و البته ای کاش این جوری نمیشناختم
اول سایت زده صدها فرشته بوسه... پس چرا این منی که میتونم مشکل(لا اقل) هم دانشگاهیام و نه غریبه هارو حل کنم لااقل ثوابش رو نا خود اگاه از دست می دم من هیچی بلد نیستم شاید نتونم کاری هم برای دوستام انجام بدم یعنی یه جورایی همیشه ارزو دارم بتونم مشکل کسی رو حل کنم اما متاسفانه همیشه این موقعیت خیلی کم واسم پیش میاد همیشه به حال کسانی که این موقعیت واسشون فراهمه افسوس می خورم اما این ها همش یه امحتحانه کاش همه مون از این امتحان ها سر بلند بیرون بیایم(درسته امتحانای دانشگاه رو گند میزنم اما فکر نمی کنم عالی دادن این جور امتحانا خیلی سخت باشه...)
اینهارو گفتم چون اطرافم کسانی رو میبینم که این جورین و کم هم نیستن
حرف دوستارو قبول دارم نه تنها دیر نشده و نباید نا امید بود که باید همه با هم دست به کار شیم
حرفهای بالا همش در حد درد دل ساده با دوستان خوبم بود و نه شکایت یا اهانت و تنها واسه این گفتم که یکی از مشکلاتی که هست و احتمالا مورد نظر مهمان عزیزمون هم بود رو مطرح کرده باشم اگه خیلی رک بود من رو ببخشید
در اخر بگم رغابت اونم تو کسب علم اصلا بد نیستبلکه خیلی هم خوبه اما هیچ وقت تو فکر زمین زدن دوستامون نباشیم بلکه با گرفتن دست اون ممکنه خودمون به جاهای بهتر برسیم
از مهمون عزیزمون واقعا تشکر میکنم من هم دوست دارم نظر دیگر دوستان رو هم بدونم
همگی موفق باشید.

your fri
مهمان


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

موفقيت

پست  Movahedi في الأحد 15 فبراير 2009 - 3:17

سلام به همه دوستان محترم وهمچنين مهمان عزيز
بحث،بحث جالبي شده،بد نديدم منم نظري داده باشم
راستش من چند بار مطلبتون رو خوندم ولي آخرشم نفهميدم مشكلتون چي بود!!!!
اول بگم خيلي نااميدانه صحبت كرديد،اين همه نااميدي براي چي؟؟البته قصد توهين ندارم ولي من آدماي نااميد رو آدماي ناآگاه مي دونم
اول صحبت از هدف و اينجور حرفا كرده بوديد،با نظر دوست خوبم ادمين موافقم،انسان جانشيني خدا روي زمينه و هدف از خلقتش اعتلاي روحي و معنوي و ارتقاي اون در عالم هستيه.انسان موفق كسيه كه تو اين مسير گام برداره و علاوه بر آنكه خدمتي به جامعه و تلاشي در جهت ارتقاي خودش انجام مي ده، ارزش ها و ملاك هاي اخلاقي رو فراموش نكنه.
همه انسان ها پتانسيل بالقوه تو وجودشون دارن كه استعداد ناميده مي شه و ميزانش تو افراد مختلف متفاوته و افرادي كه استعداد بيشتري دارن به طور حتم زودتر به موفقيت دست پيدا مي كنن.
اما آموزه هاي ديني به ما مي گه اين قبيل افراد مستعد توانمند بايد به ديگران هم براي رسيدن به موفقيت كمك كنن.
وقتي به آنتوني رابينز كه نويسنده ي كتابهاي پرفروش موفقيت و طرف مشورت گورباچف و كلينتون بوده و هنوز هم طرف مشورت بسياري از رجال سياسي هست گفتندبه چه كسي مي گن آدم موفق؟گفت:"موفق كسي است كه راحت ترين راه رو براي رسيدن به موفقيت انتخاب كنه".بعد وقتي پرسيدن راحت ترين راه چه راحيه؟جواب داد:"استفاده از حرف ها و تجربيات آدم هاي موفق"
بله به نظر منم واقعيت همينه،من ايمان دارم كسي كه به ديگران كمك كنه، اين كمك در نهايت به خودش بر مي گرده.
دوست خوب نااميدم!!!هدف از ايجاد اين سايت هم تحقق بخشيدن به همين اهداف بوده ولي كمي صبر داشته باشيد،به اميد خدا گذر زمان همه مارو به اهدافمون مي رسونه.
من فكر مي كنم شما زيادي نااميد هستيد،البته بتون حق مي دم اينقدر از دست دانشگاه و دانشجويان غير فعال اون شاكي باشيد ولي فقط شاكي باشيد نه نااميد!!!!!
به نظر من دانشگاه ايده آل شما زماني عملي خواهد شد كه همه بخوان و همه تلاش كنن،من همين الان آمادگي خودم رو براي تحقق بخشيدن به اون اعلام مي كنم،به شما هم توصيه مي كنم قدري اميدوارتر و خوش بين تر به اين مسائل نگاه كنيد،اين خيلي كمكتون مي كنه.
ببخشيد خيلي حرف زدم!!
به هر حال فعلا كمترين كاري كه از دست من بر مي اومدنظر دادن بود كه اونو دريغ نكردم،اميدوارم دوستان ديگر(چه عضو و چه غير عضو) هم اين كمك كوچيك رو دريغ نكنن!
متشكرم
avatar
Movahedi

تعداد پستها : 31
تاريخ التسجيل : 2008-11-30

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حرفای دوستانه

پست  ????? في الأحد 15 فبراير 2009 - 6:28

سلام به همه ی دوستان
واقعا حرفای من ناامید کننده بود؟؟؟ درسته که یکسری از حقایقی که توی دانشگاه وجود دارد رو گفتم ولی بعدشم گفتم که باید یه کاری کنیم ولی نگفتم که نمیشه کاری کرد! این دو با هم فرق دارند
در مورد عضویت در سایت و صحبتی که دوست گرامی david 2007 کردند هم باید بگم که منم با نظر شما که گفتید باید از خودمون شروع کنیم موافقم ولی شما هم با اسم مستعار عضو شدید!! منم میتونم بیام با اسم مستعار عضو بشم ولی چه فرقی داره؟ منم میتونم توی بحث ها شرکت کنم مطمین باشید اگه کمکی بتونم بکنم میکنم.
شاید اگه این بحث رو فقط با یه پرسش مطرح میکردم بیشتر میتونستم منظورمو برسونم و اون این بود که: هدفتون از اومدن به دانشگاه چی بود؟ دوستان لطف کردند نظر دادند ولی جواب این سوالو ندادند خوشحال میشم لطف کنید به این سوال جواب بدید.
با تشکر از همه

?????
مهمان


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

///

پست  david2007 في الأحد 15 فبراير 2009 - 9:12

سلام . من اگر با اسم مستعار عضو شدم چرا همه میدونن من کی هستم ؟؟؟؟ در ضمن من حدود 5 ساله که این دیوید رو برای سایت هام عضو شدم . اسم مستعار نیست . الان اکثر سایت ها برید میبینید که این آیدی david2007 توش عضو است همشون هم یه پسورد دارن .
خدا نگهدار

david2007

تعداد پستها : 126
تاريخ التسجيل : 2008-12-02

خواندن مشخصات فردي http://haminazdki.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مسولیت

پست  maryam في الثلاثاء 17 فبراير 2009 - 17:22

سلام
نوشته های شما رو خوندم به نظرم این سوال رو نه فقط یکبار بلکه هر روزباید از خودمون بپرسیم که ما برای چه قدم در این دنیا گذاشتیم؟ اما هدف از این سوال چیه؟؟شاید یادآوری بار سنگین امانتی باشه که بر دوش همه ی ما انسانها نهاده شده که متاسفانه بعضی ها شانه اززیر آن خالی میکنند که این فقط حاکی ازضعف آنهاست. بیشتر از نمی خوام در این مورد حرف بزنم و فقط اینکه پاسخ هر انسان آگاه فقط یک چیز است و آن متعالی شدن و رسیدن به حقیقت(بزرگی میگفت حقیقت آینه ای است که از دست خدا افتاد و شکست و هر کس تکه ای از آن را برداشت و می گو ید حقیقت این است) وتعریف تو از حقیقت با انتخاب مسیرت به سوی اون کامل و معنادار می شه . اما مسیر هر کس با دیگری متفاوته پس تنها کسی که می تونه پاسخ سوال تو رو بده خود توو نگرش توست .آندره میگه:گمان مبر که کسی دیگر بر حقیقت تو دست یابد.... به خود بگو که این تنها یکی از هزاران نگرش ممکن در رویارویی با زندگی است. نگرش خود را جوی
هر آنچه که نوشتم در حد دانشم بود اگراشتباهی کردم با کمال میل می پذیرم .اما در مورد مشکلات دانشگاه هم صدا با سایر دوستانم حق با شماست اما راه حل چیست؟؟؟اینکه بچه های خوب دانشگاه همچنان دوستانه و بااحترام در کنار هم باشن و هر کس هر توان و دانشی که داره خالصانه در اختیار دیگری بزاره و کسی به فکربیراهه نباشه تا بتونیم وضعیت راکد دانشکده رو بهبود بدیم.
در آخر امیدوارم این هدف هر چه زودتر تحقق پیدا بکنه.
و متشکرم از تلنگر خوب شماو ببخشید که صریح نوشتم
یا حق

maryam

تعداد پستها : 10
تاريخ التسجيل : 2008-12-01

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حرفای دوستانه

پست  Zamanian في الأربعاء 18 فبراير 2009 - 5:06

سلام دوست عزیز
ممنون که این تاپیک رو نوشتید، واقعا گاهی ما این چیزا یادمون میره و اگه یکی بهمون به موقع یادآوری نکنه ممکنه اتفاقات بدی در زندگیمون بیفته.
من فکر میکنم هر کدوم از ما برای هدفی خاص آفریده شدیم یعنی خداوند یک سری استعدادهایی به هرکس هدیه میده و وظیفه ی ما در زندگی اینه که این هدیه را باز کنیم نه اینکه بذازیمش گوشه ی اتاق. این واقعا قدرنشناسی است.
ببخشید که من مثل دوستان این استعداد رو ندارم که زیباتر از این بنویسم فقط میخواستم نظرم رو بگم.
ممنون
avatar
Zamanian

تعداد پستها : 60
تاريخ التسجيل : 2008-11-27

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

///

پست  david2007 في الأربعاء 18 فبراير 2009 - 9:37

سلام . چرا همه فکر میکنن که ما برای هدف های مختلف آفریده شدیم . این زیاد خوب نیست . انسان ها فقط برای یک هدف آفریده شدند که راه های رسیدن به اون مختلفه . برای همین باعث میشه به ابداعات و شگردهای جدید روی بیاورند .
من هم تشکر میکنم که این تاپیک کم شد. به نظر من دانشجوی نرم افزار باید توی همه ی این مسایل وارد باشه تا فکر باز تری نسبت به حل مسایل دیگر پیدا کن و لی کو گوش شنوا !!

david2007

تعداد پستها : 126
تاريخ التسجيل : 2008-12-02

خواندن مشخصات فردي http://haminazdki.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حرفای دوستانه

پست  beyk في الأربعاء 18 فبراير 2009 - 13:23

سلام
در اول بگم که من از همون اول که این تاپیک گذاشته شد دورادور جواب ها رو دنبال می کردم اخه همه این سئوالا سئوال من هم هستن ولی منتظر بودم که یه جواب زیبا واسه این مشکل ببینم که شکر خدا دوست عزیزم مریم این کار رو کرد(البته این نظر منه)
اخه بعضی وقتا ممکنه کسی راه حلی ارائه نده اما حرفاش خیلی نزدیک به موفقیت باشه...
اگه میدونستم این قدر استقبال کننده داره خب خودم این تاپیک رو میذاشتم!! Laughing
یه نکته دیگه چرا اقای شعبان پور فکر میکن نرم افزاری ها باید.........
خب به ادم بر می خوره دیگه Crying or Very sad نا سلامتی در حال حاضر یکی از سخت افزاری ها هم نظرش رو گفته !!!
هر چند بایدی که گفتید می بایست توسط همه عملی شه
اما هنوز منتظر جواب دوستان واسه هدف اومدن به دانشگاه هستم اخه من اصلا بلد نیستم به انداره دوستان قشنگ بنویسم Wink

beyk

تعداد پستها : 35
تاريخ التسجيل : 2008-12-01

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

///

پست  david2007 في الأربعاء 18 فبراير 2009 - 14:24

منظورم از نرم افزاری ها کلا تمام افراد کامپیوتری بود . البته دوستا نالکترونیک هم بیشتر با این جور مسایل در گیر میشن .! بهر حال به قول یه نفر که میگفت میخوای بری صادقیه از پونک هم میتونی پیداه بری هم میتونی با موتور بری هم میتونی اتوبوس بلیطی بری هم میتونی با اتوبوس ارباب ها بری هم میتونی با دوچرخه طی طریق کنی هم میتونی تو دانشگاه واستی درستون بخونی هم میتونی کار خاصی رو انجام ندی و بشینی فکر کنی !!!!!!!!
بهر حال راه های رفتن به صادقیه زیاده ولی هدف صاقیه است . ؟

david2007

تعداد پستها : 126
تاريخ التسجيل : 2008-12-02

خواندن مشخصات فردي http://haminazdki.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد