یک شعر

اذهب الى الأسفل

یک شعر

پست  david2007 في الجمعة 12 ديسمبر 2008 - 13:37

تا صورت پیوند جهان بود، علی بود ----- تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود ----- سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

هم آدم و هم شیث هم ایوب و هم ادریس ----- هم یوسف و هم یونس وهم هود، علی بود

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس ----- هم صالح پیغمبر و داوود، علی بود

در ظلمت ظلمات به سرچشمه حیوان ----- هم مرشد و هم راهبر خضر، علی بود

داود که میساخت زره با سر انگشت ----- استاد زره ساز به داود، علی بود

مسجود ملایک که شد آدم ز علی شد ----- در قبله محمد بد و مقصود، علی بود

آن عارف سجاد که خاک درش از قدر ----- بر کنگره عرش بیفزود، علی بود

هم اول هم آخر و هم ظاهر و باطن ----- هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

وجهی که بیان کرد خداوند در الحمد ----- آن وجه بیان کرد و بفرمود، علی بود

عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت ----- آن نطق و فصاحت که در او بود، علی بود

آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی ----- آن یار که او نفس نبی بود، علی بود

موسی و عصا و ید بیضا و نبوت ----- در مصر به فرعون که بنمود، علی بود

چندانکه در آفاق نظر کردم و دیدم ----- از روی یقین در همه موجود، علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود ----- آن نور خدایی که بر او بود، علی بود

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج ----- با احمد مختار یکی بود، علی بود

سر ّ دو جهان پرتوی انوار الهی ----- از عرش به فرش آمد و بنمود، علی بود

آنجا که جوی شرک نماید به حقیقت ----- آن عارف و آن عابد و معبود، علی بود

جبریل که آمد زبر خالق بی چون ----- در پیش محمد شد و مقصود، علی بود

آنجا که دویی شرک بود در ره توحید ----- میدان که یکی بود که مسجود، علی بود

محمود نبودند مر آنها که ندیند ----- کاندر ره دین احمد و محمود، علی بود

آن معنی قرآن که خدا در همه قرآن ----- کردش صفت عصمت و بستود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه اینست ----- تا هست علی باشد و تا بود، علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعهء خیبر----- برکند به یک حمله و بگشود، علی بود

آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام ----- تا کار نشد راست نیاسود، علی بود

آن شیر دلاور که برای طمع نفس ----- بر خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

هارون ولایت ز پس موسی عمران -----بالله که علی بود علی بود، علی بود

این یک دو سه بیتی که بگفتم به معما-----حقا که مراد من و مقصود، علی بود

سرو دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان -----شمس الحق تبریر که بنمود، علی بود


مولانا جلال الدین بلخی

david2007

تعداد پستها : 126
تاريخ التسجيل : 2008-12-02

خواندن مشخصات فردي http://haminazdki.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد